۱۳۸۹ آبان ۲۶, چهارشنبه
طعم عشق
بذارید شما هم شیرینی عشق رو حس کنید.
اینم یک آهنگ زیبا از شهاب رمضان. دانلود کنید
۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه
مشغله
۱۳۸۹ آبان ۱۱, سهشنبه
عشقم رو با کسی شریک نمیشم
اول از تمام دوستان عزیزم که منو مورد لطفشون قرار دادن تشکر می کنم و امیدوارم که بتونم لطفشون رو جبران کنم.
امروز می خوام در مورد موضوعی بنویسم که چند روزه فکرم رو مشغول کرده.
یکی از دوستانم در مورد مسئله ای صحبت می کرد که کمی باورش یا هضمش برام مشکل بود. زیاد شنیدیم که مثلا میگن شوهرم یا دوست پسرم متعصبه.نسبت به من زیاد تعصب نشون میده و ... خب همه می دونیم تعصب اگر بی جا و زیاده از حد باشه همیشه یک امر آزاردهنده است. می دونیم که متاسفانه بعضی ها غیرت رو که واقعا از نظر من یک ویژگی مثبت هست با تعصب اشتباه میگیرند و تعصبشون رو میذارن رو حساب غیرت زیاد. البته اینم بگم غیرت مختص آقایون نیست٬خانمها هم نسبت به شریک زندگی و کسی که دوستش دارند غیرت دارند. که در مورد خانمها هم باز متاسفانه گاهی این غیرت با حسادت جاشو عوض میکنه.
اما الان بحث من در مورد تعصب و غیرت نیست .اتفاقا برعکس. می خوام در مورد قضیه ی کاملا عکس این صحبت کنم.اما نمی خوام اینجا سریع نتیجه گیری کنم میخوام نظر دوستان رو هم بدونم. نمی خوام بگم افراد متاهل٬ چون این دیگه واقعا برای من غیرقابل قبوله. اما در مورد کسانی که با شخصی رابطه ای نزدیک دارند و به قول خودشون عشقی توی زندگیشون دارند٬ اگر مردی یا زنی نسبت به همون عشقی که مدعی هست٬ به هیچ عنوان تعصبی نداشته باشه و هیچ حساسیتی از خودش نشون نده آیا به نظر شما این رو باید به چی تعبیر کرد؟ آیا درسته که اگر مردی خیلی راحت میتونه از کنار چنین قضیه ای بگذره یا زنی اصلا در مورد خیانت طرفش عکس العملی نشون نده و خیلی راحت با این قضیه کنار بیاد اسمش رو بذاریم تجدد گرایی و روشنفکری؟ آیا چنین شخصی می تونه مدعی بشه بخاطر اینکه طرفش رو خیلی دوست داره اونو کاملا آزاد میذاره و براش این قضیه اهمیتی نداره؟ چنین شخصی واقعا یک انسان روشنفکره ؟ و یا اینکه قضیه کلا چیز دیگست؟ اینکه چنین چیزی فرضا برای من در رابطه با عشقم اصلا اهمیتی نداشته باشه آیا من انسان متجدد و روشنفکر و بسیار عاشقی هستم و یا اینکه کلا این قضیه به این دلیل برام اهمیتی نداره چون اصلا کسی که مدعی هستم عشق منه ٬ خودش و وجودش برام اهمیتی نداره؟ کدوم یکی؟
۱۳۸۹ آبان ۲, یکشنبه
متولد آبان

"زن متولد آبان طناز و زيبا، خانه دار و گرم، حسود و انتقامجو، رازدار، موقع شناس و در بعضي اوقات جاه طلب است. اگردخترمتولد آبان عاشق شما شد، بدانيد كه مردي برترهستید.او جذاب، مغرور و با اعتماد به نفس است، امايك نكته اساسي وجود دارد كه مي گويد: چرا مرد به دنيا نيامده ام.علاقه نهايي به اينكه كاش مرد به دنيا آمده بود چنان است كه هرگز خود را صد در صد زن نمي داند.به شما توصيه مي شود كه هر كار مي كنيد بكنيد اما به او توهين نكنيد. او در مقابل توهين و تحقير عكس العمل از خود نشان مي دهد. از كساني كه ندانسته به او توهين كرده اند، بپرسيد تا بدانيد كه شدت عكس العمل او در مقابل توهين آنها چه بوده است.
بیشتر زنان متولد آبان قشنگ، وسوسه انگیز و فریبا هستند.حتی زمانی که کاملاً ساکت هستند، چشمهای آنها با صدای بلند با شما سخن می گوید. آنقدر جذاب هستند که دوستان به دورشان جمع می شوند. او در قبال کسی که دوست دارد بسیار صادق و وفادار است. سعی کنید بر یکی از این دخترها غلبه کنید تاببینید که زندگی چگونه به روی شما لبخند می زند.
۱۳۸۹ مهر ۲۶, دوشنبه
عشق آزاد!
هر انسانی با وجود انسان بودنش آزاده٬ روح انسان آزاده٬ شما می تونید در انتخابتون آزاد باشید. ببنید من به مسائل اجتماعی کاری ندارم من دارم از آزادی احساستون حرف می زنم.شما دوستی که میگید حتی اختیار احساس خودتون رو ندارید! وقتی من به کسی علاقه داشته باشم٬ وقتی هم حسم و هم عقلم به من گواهی میده که کارم درسته پس دیگه حرفی نیست. دیگه هیچ کس نمی تونه جلوی احساس من رو بگیره. من به عنوان یک انسان حق دارم عاشق بشم و عشق بورزم. هیچ عاملی نمی تونه جلوی ابراز این عشق رو بگیره. البته این رو تاکید می کنم که باید هم احساس باشه و هم عقل. وگرنه ممکنه انسان به بیراهه بره و به اشتباه عشقش رو جایی و برای کسی ابراز کنه که شایستگی اون رو نداره. اما وقتی به انتخابتون ایمان داشتید٬ دیگه جای هیچ ترس و تردیدی نیست. هیچ نیرویی نباید جلوی ابراز عشق شما رو بگیره.مرد و زن هم نداره فقط باید این عشق درست ابراز بشه تا دیگه باز حرف و مشکلی برای مرد و زن بودن در نیاد. وقتی من عاشق بشم٬ وقتی کاملا به انتخابم مطمئن باشم خیلی راحت و بدون نگرانی از جانب دیگران به سمت اونچه که می خوام میرم. نه بهش نگید اعتماد به نفس زیادی. اگر شما این اعتماد به نفس رو ندارید مطمئن باشید که یه جای کارتون ایراد داره و خودتونم می دونید انتخابتون درست نیست و تردید می کنید. که اگه شما با خودتون صادق باشید و انتخابتون درست باشه دیگه جای تردیدی نمی مونه و مطمئن باشید شما هم این اعتماد به نفس رو خواهید داشت.
وقتی من بخوام و اراده کنم دیگه کی می تونه واسه من تعیین تکلیف کنه که باید احساسم و عشقم رو کجا خرج کنم؟ من به عنوان یک انسان با روحی آزاد٬ در انتخاب عشقم و کسی که قراره احساس و وجودم رو به پاش بریزم آزادم. من آزادم و تو رو در آزادی دوست دارم.
۱۳۸۹ مهر ۱۸, یکشنبه
یک با یک برابر نیست!
واقعا اگر واحد سنجش انسان باشه بازم یک با یک برابره؟ برابر نیست یا ما خودمون نابرابرش کردیم؟
۱۳۸۹ مهر ۱۲, دوشنبه
عشق و خیانت
من دیدم، چندین مورد هم دیدم که با همسرشون زندگی خیلی خوب و به ظاهر عاشقانه ای دارند. حتی چند مورد رو هم دیدم که همه زندگی اونها رو مثال می زنند و از اونها به عنوان لیلی و مجنون نام می برند، اما...
اما می بینی همین آقای مجنون یا همین خانم لیلی داره پشت پرده به اون یکی خیانت می کنه. از آقایی پرسیدم چرا؟ تو که با زنت خوبی مشکلی نداری. چرا بهش خیانت می کنی؟ میدونید چی گفت؟ گفت این خیانت نیست این عشقه!!!!!!!!
بله از نظر این آقا یا خیلی های دیگه که درگیر چنین قضیه ای هستند این عشقه و عاشق شدند. اونا اینطوری کارشون رو توجیه می کنند. اصلا بحث من سر اون کسانی که با همسرشون مشکل دارند نیست که البته اون هم نمیتونه توجیهی برای خیانت باشه. اما فعلا من میخوام از خائنینی حرف بزنم که اتفاقا با همسرشون رابطه خیلی خوبی هم دارند. من با چند نفرشون حرف زدم. اتفاقا تمام این اشخاصی که با وجود زندگی مشترک خوب، دارند به همسرشون خیانت می کنند در این مسئله اتفاق نظر داشتند که بله ما خب عاشق شدیم. عاشق شخص دوم. اتفاقا همسرمون رو هم دوست داریم ولی خب هرکی به جای خودش. مگه نمیشه آدم همزمان عاشق دو نفر باشه؟!!!!!!!!!
آخه این چه حرفیه. من قبول ندارم. به قول عزیزی که می گفت عشق یگانه است مگه میشه شما همزمان دونفر ساکن قلبتون باشن؟
از نظر من این افراد یا فقط انسانهای تنوع طلبی هستند و یا اینکه در باطن با همسرشون مشکل دارند و تظاهر به خوشبختی می کنند. غیر از این نمیشه باشه. انسانهای تنوع طلب هر چقدر هم همسر خوبی داشته باشند که از هر نظر اونها رو تامین کنه و هرچقدر هم ایده آل باشه ، بازهم اون شخص تنوع طلب مثل یک بیمار به دنبال تنوع میگرده. این افراد بیمار هستند و نیاز به مداوا دارند.البته اگرقابل مداوا باشه. و اما دسته دوم تصور من اینه که بخاطر مسائلی مثل جامعه، بچه و یا حتی مهریه سنگین از اینکه واقعا بخوان مشکلشون رو مطرح کنند و اعتراضی به زندگی داشته باشند ترجیح میدن خیلی آروم با این قضیه کنار بیان و برای طرفشون نقش بازی کنند و حتی ادای عشاق سینه چاک رو در زندگی مشترک در بیارند . این دسته واقعا انسانهای پست و بدبختی هستند که بجای تلاش برای به دست آوردن زندگی بهتر از این راه بی دردسر وارد میشن و توخیالشون هم کلی خودشون رو بخاطر این سیاستی که به خرج دادند، تحسین می کنند. خیانت این دسته به مراتب درد آورتره.این دسته به دو نوع خیانت دچار شدن که واقعا جای تاسف داره که با اینکار حتی دارند خودشونو هم گول میزنند. انسان برای خودش شخصیت داره، آزادی داره، پس چرا باید این کارو بکنه؟
آخه چرا واسه هم نقش بازی می کنید؟ اگر با همسرت مشکل داری، اگه نمیتونی هسرت رو دوست داشته باشی، اگه کس دیگه رو به همسرت ترجیح میدی خب ازش جدا شو. ازش جدا شو و برو دنبال دلت. اگه میگی اسمش عشقه و هوس نیست. آره اگه واقعا این دلتو نمیتونی یه افسار بهش بزنی که بعد ازدواج دنبال هرکی نره خب عزیز من ازدواج و تاهل به درد تو نمی خوره. از اولشم نباید ازدواج می کردی. لطفا روی بی بندوباری و بی مسئولیتی خودتون اسم عشق نذارید.